بسمه تعالی
زمین با ما ، زمان با ما ، خدای آسمان با ما ست
نه تنها غزه و لبنان که سرتاسر ، جهان با ما ست
نترسیم از شمارِ ناوهای پهن و غول آسا
بیا ای گاو وحشی سوی ما ، شیر ژیان با ما ست
نصیبت یک وجب از خاک ایران هم نخواهد شد
که قرآن گفته آخر سر ، زمین بیکران با ماست
تو پا در گل بمانی تا ابد همپای اسرائیل
خلیج فارس طوفانی ست ، موسای زمان با ما ست
شما فرعونیان نیل اگر از سحر می گویید
میان ساحران ، رازِ عصای داستان با ما ست
طنابِ دارِ دشمن می شود این وحدتِ ملت
شود حبل المتین فتح تا این ریسمان با ما ست
هراس از تیرِ خصمِ دون ندارد ملت ایران
شبیه آرش ، آن سید مجید قهرمان با ما ست
بخواند ما رمیت اذ رمیت آن شیرِ پیل افکن
بیند دشمن اینک صاحب تیر و کمان با ما ست
طبس تکرار شد آن شب اگر دشمن شبیخون زد
سپاهِ باد با ما هست و شنزارِ روان با ما ست
اگر امروز ابری سایبان دشمنان باشد
یقین داریم فردا جای جایِ کهکشان با ما ست
اگر سید علی امروز مهمانِ شهیدا ن ست
چه غم ، تحت لوای پیر ، فرزندِ جوان با ما ست
به آنهایی که در خوابند می گویم که بر خیزید
ببینید آن سپهسالارِ ملکِ جمکران با ما ست
به حنجرها قسم ، فریاد ها در صحنه می مانند
بگو " الله اکبر " فتح عالم بی گامن با ما ست
الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر
بسمه تعالی
لاله رویانی که از زیبایی خود غافل اند
در مصاف آینه ، پیروزِ حق بر باطل اند
گوییا باور نمی دارند کشفِ عشق را
که این همه از صورت زیبای گل ها غافل اند
زندگی با پوچ گویی چون جرس کردن خطا ست
بسمه تعالی
درد را در وقتِ رنجوری دوا کردن خوش ست
همنوایی ، با نوایِ بینـوا کردن خوش ست
تا در اقلیمِ قناعت سایه ی تـردید نیست
اجتناب از سایه ی وهمِ هُما کردن خوش ست
لب نیالودم اگر اینجا به جامِ سر به مُهر
روز محشر شیشه ی سر بسته وا کردن خوش ست
قصه ی شب های هجران را نگفتم با کسی
این سرِ طومار را با عشق تاکردن خوش ست
مثل شبنم ، چشم ما چون لایقِ دیدار نیست
دل از آن گلشن به بویِ آشنا کردن خوش ست
آنچه از ، آب و گِلِ مُـلکِ سخن بر ما گذشت
گردِ خاموشی برای توتیـــا کردن خوش ست
دین و دل دادیم اگر در راهِ آن زلـــــــــــــــفِ دراز
تا قیامت پس به عهدِ خود وفا کردن خوش ست
چون نمازِ عشق در فصلِ بهاران فوت شد
در خزانِ زرد رو آن را قضا کردن خوش ست