آینه ها بیدارند ...

آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور
آینه ها بیدارند ...

آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

جهان آرا ..

بسمه تعالی

حول مرکز ، در خطِ پرگار بودن بهتر ست
دم بدم  پا در رکابِ یار بودن بهتر ست

در زمین  چون  ایستادن ، می کند دل را سیاه
مثلِ ماهِ آسمان ، سیّار بودن  بهتر ست

تا زمانی چشمِ شبنم از رخِ گل روشن ست
والهِ آن آتشین رخسار بودن بهتر ست

چون جوانی صرفِ هر گفتارِ بی کردار شد
پیر ، با کردارِ بی گفتار بودن  بهتر ست

مثلِ خورشیدِ جهان آرا اگر خواهی شوی
خاکمالِ کوچه و بازار بودن بهتر ست

بر نمی خیزد کسی که در تن آسانی نشست
صد بیابان  دور از این دیوار بودن بهتر ست

صحّتِ جاوید اگر داری طمع ، در زندگی
سرخوش از آن نرگسِ بیمار بودن بهتر ست

ای که خود را با زر و سیماب می داری  نهان
پیش چشمِ آینه ، هموار بودن بهتر ست

جوهر دلدادگی  در دانه ی تسبیح نیست

در حریمِ  حلقه ی زنّـار بودن بهتر ست



نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.