X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی


 

بیا ، این گوی و این میدان  نگو در بند زندانی

تو آزادی ،  شبیه  گوی نافرمان  میدانی

 

به نافرمانی عادت کردی  و از خاطرت  بردی

که در هر جای این عرصه  قدم بگذاری ، انسانی

 

از آداب بلند  این ست  در گردونه ی عالم

که نقض عهد با خود هم  نباید کرد پنهانی

 

نجیبی ،  اصل تو از کارگاه عشق می باشد

ولی از بس که غرق عشرتی  این را نمی دانی

 

تویی آن عاقل دانا  که آزادانه  می پرسی

و در بند جهان  هر جا سخن از عشق می رانی

 

من این یک مصرع  خوش را که عاقل گفت ، می گویم

" چرا عـــــــــــــــــاقل کند کاری  که باز آرد پشیمانی  "

 

بگو ای آنکه دست از خاک ایران شستی  و رفتی

تو هر جا باشی  از اصل و نژاد پاک  ایــــــرانی

 

 

جواد مهدی پور

نوشته شده در یکشنبه 30 مهر 1396ساعت 18:56 توسط Javad Mahdipour نظرات (0)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com