X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

عقل و عشق ..


برکه ی بارانی ام  اما تو یک  دریـــاستی
نقص بر می خیزد از آنجا که باشد کاستی

خود به حیرت مانده از سیمای تو نقاش عشق
مینیاتوری که  با اندام  خود آراستی

خواستم تا دل به چشمان تو بسپارم  ولـی
چشم بستی ناگهان از جای خود برخاستی

عشق نامـوسیت که  آیینه ها رو کرده اند
شاعر بیدل که باشی ، در دلت غوغاستی

عقل تو با عشق هنگامی به یک جو می روند
کز دلت جوشند دائم  ،  چشمـــــه های راستی

در همان لحظه که جامم را به دور انداختی
تازه فهمیدم مرا از جان و دل  می خواستی

من تمام خوبرویــان جهان را  دیده ام
ای گل زیبای من از هر گلی زیباستی


جواد مهدی پور

نوشته شده در شنبه 11 اردیبهشت 1395ساعت 12:53 توسط Javad Mahdipour نظرات (2)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com