بسمه تعالی
امشب از چشمان زیبای تو مستم تا سحر
باز کن آغوش خود را مست هستم تا سحر
هر چه میخواهی بکن امشب شب آدینه است
من به هر کار تو امشب چشم بستم تا سحر
جام می امشب نمیخواهم ، لبانت کافی است
مثل یک عاشق کنار دل نشستم تا سحر
بت پرستی گر چه رسم کهنه ی دیرینه است
من تو را مانند یک بت می پرستم تا سحر
هر چه پیمان بسته بودم با غزالان ختن
من به یک پیمانه از آنها گسستم تا سحر
دست بر دامان پر مهرت شدم آشفته حال
جز تو ای دل بر کسی هم دل نبستم تا سحر
مثل گیسوی بلندت ، شب دراز و خلوت است
زیر سر هنگام خوابت هست دستم تا سحر
جواد مهدی پور
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است
امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
شهادت شهید گویای حقانیت اوست







سلانم بانوی گرامی
زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست
خوشا به حالتان که همیشه با شهدا یید
درود بر شما
ممنونم ا زحضورتان
زیبا نوشتین.......................
...........................................
یک دست جام باده و یک دست زلف یار..................
سلام و عرض ادب محضرتان بانوی گرامی






خیلی خوش آمدید
از حضور سبزتان خرسندم
ممنونم که هستید
زنده باشید
وَ سلام
هر آن چه از دل بر مَجاز خلاصه می شود " دلانه ای " ست عمیق و به مراتب بالاتر " عشق " نامه
همه مان در این دنیا سرگرم کاری هستیم
یکی گیتار می نوازد
دیگری شال برای کودکش می بافد
آن دیگری کتاب می خواند
و
یکی هم مثل شما شعر"تحویل" می دهد
برقرار باشید .
به کوچکی مداد نگاه نکن








ببین چه می نویسد
و چگونه نغز می نگارد
مداد کوچک ما بسیار عالی و آسمانی رقم می زند
همیشه بهره من می شوم از ما حصل رقص دلنشین کلک خیال انگیزتان
سلام بانوی مهربان
خیلی خوشحالم از حضور گرم و سبزتان
برایتان آرزوی سر بلندی دارم
گر بدانم با غزل هایم خوشی ، هر طور هست
می شوم حافظ ، نظامی ، شهریارت تا ابد...
سلام و وقت بخیر شاعر آب و آیینه
همیشه غزل هاتون از احساس لبریزه..
اشباع میشود آدم از حس خوب...
مانا و ماندگار باشید
سلام و عرض ادب بر بانوی مهربان






بهار وقتی می آید دل ها زنده می شوند
روح می بخشد به عالم و آدم
خوش آمدید
از حضورتان ممنونم
سپاس فراوان از حسن نظرتان
من دعا خواهم کرد:
زیر این سقف بلند، روی دامان زمین،
هر کجا خسته شدی، یا که پر غصه شدی،
دستی از غیب به دادت برسد و چه زیباست که آن دست خدا باشد وبس
سلام و عرض ادب محضر بانو مهرانه ی گرامی




خیلی خوش اومدین
از حضور گرمتان سپاسگزارم
درود بر شما
با شعر های زیبایی تشریف می آرین
زنده باشید
من اینجا ایستاده ام، کنار ساحل موجها می آیند پی در پی...
پایینتر سنگی نشسته محکم از جا جم نمیخورد
نشسته، و من ایستاده ام اما نه چندان محکم...
پایدار و پاینده باشید همچنان ..




سلام و احترام بانوی گرانقدر
خوشحالم از حضورتان
ممنونم که اینجور مهربان هستید و مرا می خوانید
سپاس فراوان
سر بلند باشید
سلام و احسنت
شادی بخش است
در شاهد عینی قافیه ی شعر با ردیفِ بشکند خیلی زیبا می نماید
در غزل مستم تا سحر مثل بنده که همیشه در تایپ ،بعضی حروف را تایپ نمی کنم ،در مصرع پنجم ،نمی خواهم را نمی خوام ،تایپ کرده اید .
همانا جام عشقتان لبریز از عاشقی
سلام و عرض ادب محضرتان استاد محزونی گرامی





ممنونم از حضور سبزتان
سپاسگزارم از دقت نظر شما
بله سهو تایپی در مصرع مذکور بود که با یاد آوری شما اصلاح شد
سر فراز باشید
حضورتان مایه ی دلگرمی و افتخار است
زنده باشید