بسمه تعالی
بگذرد از پرده های آسمان آوازِ من
می نوازد گوش جان را گوشه های سازِ من
در نظر واکردنی فصل جوانی زرد شد
چون شرر در نقطه ی انجام بود آغازِ من
تیغِ کوهِ قاف در پیشم سپر انداخته ست
کیست عنقا تا شود در عشق هم پروازِ من
هر دلِ سنگی که با فولاد پهلو می زند
سینه ی کبک ست پیشِ ناخنِ شهبازِ من
252