آینه ها بیدارند ...

آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور
آینه ها بیدارند ...

آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

گوشه ..

بسمه تعالی


بگذرد از پرده های آسمان آوازِ من

می نوازد گوش جان را گوشه های سازِ من


در نظر واکردنی  فصل جوانی زرد شد

چون شرر در نقطه ی انجام بود آغازِ من


تیغِ کوهِ قاف در پیشم سپر انداخته ست

کیست عنقا  تا شود در عشق  هم پروازِ من


هر دلِ سنگی که با فولاد پهلو می زند

سینه ی کبک ست پیشِ ناخنِ شهبازِ من




252