آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی



خالق از چشمان زیبای تو  خورشید آفرید

خوشه های نور از سیمای تو آمد پدید


من نمی خواهم بهشتی را که بیرون آمدی

می توان از سرخی گلگونه هایت سیب چید


خط فکرم  امتداد خط چشمان تو شد

راه ها پیمود باید تا به چشمانت رسید


جرعه ای از جام لب هایت شرابی خواستم

دور لب هایت برایم خط قرمز را کشید


بس که زیبایی  تو ای رعنا ترین آهوی وحش

آسمان مانند رویت ماه نورانی  ندید


من به آغوش دل انگیز تو عادت کرده ام

می توان در سینه ی داغ تو شب ها آرمید


با وجود عشق گیرای تو ای بانوی من

باید از هر گونه زیبایی که باشد  دل برید



جواد مهدی پور

نوشته شده در چهارشنبه 19 اسفند 1394ساعت 20:51 توسط Javad Mahdipour نظرات (1)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com