آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی


 

 

عشق هم مانند ماه از دیده پنهان شد شبی


سوره ای از سوره های ناب قرآن شد شبی



 

آسمان در سوگ ماهش عاشقانه اشک ریخت


چاه در باغ فدک لبریز باران شد شبی



 

آب را بستند بر روی گل سرخ علی (ع)


از زلال کوثرش عالم گلستان شد شبی



 

زهرها می ریخت آن بیعت شکن در جام مهر


روز ها بگذشت تا تغییر دوران شد شبی



 

عهدها بستند مردم با مقام آفتاب


بارها با بدعت او نقض پیمان شد شبی



 

کینه ی گل در دل روباه ابتر را ببین


با دو صد نیرنگ در ظاهر مسلمان شد شبی



 

آفتاب مهر را با ابر پنهان ساختند


برخلاف زعم آنها نور افشان شد شبی



 

مسجد کوفه شبی شق القمر را دیده بود


بازهم در سوگ نور ماه گریان شد شبی



 

خانه ی بانوی عالم را در آتش سوختند


دشمنی بر مادر غم ها  فراوان شد شبی



 

فاطمیه  لحظه های جانگداز فاطمه (س)  است


عرش هم در سوگ مادر سخت نالان شد شبی


 

 

سال ها بگذشت از این حادثه روزی رسید


در دفاع از حق  زمان سربداران شد شبی



 

 

مادرم حق ولایت را به مولا  (ع) داده بود


با کمان غاصبینش تیر باران شد شبی



 

ناگهان امّ ابیها (س) رفت از دست علی (ع)


در همان بیت الحزن ، شام غریبان شد شبی



 

فاطمیه عشق را در خویش پنهان کرده است


منتظر هستیم  بلکه  حق نمایان شد شبی



 

 

 

جواد مهدی پور

نوشته شده در چهارشنبه 5 اسفند 1394ساعت 18:53 توسط Javad Mahdipour نظرات (2)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com