X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی


تو که در امنترین جای دلم جا کردی

آمدی مثل نفس کار مسیحا کردی
 

رود بودی مگر از کوه سرازیر شدی ؟

قطره ی جان مرا وصل به دریا کردی


در دلم بست نشستی که مرا می خواهی

پای کوبیدی و رقصیدی و غوغا کردی


من در انبوه رقیبان خودم گم گشتم

تو مرا از دل این غائله پیدا کردی


اهل سوداگری و رشوه  نبودی اما

بر سرعشق تو با عقل مدارا کردی


تو که راضی شدی آخر به جدایی بکشد

پس چرا عشق مرا در دل خود جا کردی


این همه ظلم به ما ، دشمن دیرنیه نکرد

آنچه در قالب یک دوست تو با ما کردی


حکم جاری شد و گفتند که قاضی با توست
 
سنگ بارا ن شدم از دور تماشا کردی





جواد مهدی پور

نوشته شده در سه‌شنبه 20 بهمن 1394ساعت 12:31 توسط Javad Mahdipour نظرات (3)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com