X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی


رو راست شو با خویشتن ، مشکن دل آیینه را

آیینه وقتی بشکند عیب تو گردد برملا


با دوست دارم های من نا مهربانی می کنی

غافل که ما از کودکی هستیم با هم آشنا


رفتی تو بی من بی وفا ، با صد امید و آرزو

در پای عشقت سوختم عمری خطا کردی خطا


لادن نمی خواهد که از لاله جدا باشد دمی

قاتل بود آنکس که آنها را کند از هم جدا

 
 
دریا دلی ، وقتی که با مردم مدارا می کنی

رام است امواج خروشان زیر پای نا خدا


عشق است راه سرخ دل ، روزی اگر عاشق شدی

خود را در این راه سفر بسپار دست رهنما


عاشق کسی باشد که از معشوق فرمان می برد

نادان چه می داند که با دانا نمی سازد  چرا !



در اوج قدرت مهربانی کن که دنیا سر کش است

موسی به نیل انداخت فرعون زمان را با عصا





جواد مهدی پور

نوشته شده در سه‌شنبه 29 دی 1394ساعت 09:05 توسط Javad Mahdipour نظرات (4)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com