آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی




 

 

دلی که درد ندارد ، دوا چه می داند ؟


برای جلب اجابت ، دعا چه می داند ؟



 

کسی که پنبه فرو کرده در میان گوش


اگر صدا کنی او را ، صدا چه می داند ؟!



 

بلا ندیده کسی که ، به سر هوا دارد


در ازدحام بلایا ، بلا چه می داند ؟



 

کسی که درد جدایی ندیده در عمرش


حکایت سر از تن جدا ، چه می داند ؟



 

و یا کسی که نداند رموز بعثت چیست


میان این همه غار ، او حرا چه میداند ؟!



 

کسی که درک امامت برای او سخت است


در آسمان ولی ، مرتضی ع چه میداند ؟



 

هر آنکسی که نداند حسین ع ، یعنی عشق


ز خاک سرخ شهادت ، شفا چه می داند ؟



 

نوای جبهه ، همان نینوای خونین بود


نرفته جبهه کسی ، کربلا چه می داند ؟



 

کسی که هجمه ی فرعونیان نمی بینید


بدست لایق موسی ، عصا چه می داند ؟




وآنکه جامه ی نمرود را به تن دارد !


دلار و سکه بداند ، خدا چه می داند ؟



 

مسافری که نداند دلیل رفتن را


میان این همه راه ، رهنما چه میداند ؟



 

چرا مگو به کسی که خدای او جهل است


که جاهل از سر جهلش ، چرا چه می داند ؟



 

 

جواد مهدی پور


 

 

Drmahdipour1509@

نوشته شده در دوشنبه 16 آذر 1394ساعت 18:33 توسط Javad Mahdipour نظرات (7)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com