X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

 السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین (ع) 

 

بسمه تعالی



 

قتلگاه عشق را سر لوحه ی ایثار کرد


 کربلا را جلوگاه چشم های یار کرد



 

سر زمین نینوا را مهد آزادی نمود


ذبح اسماعیل را با سبک خود تکرار کرد



 

کاروان نور را منزل به منزل راه برد


گاه با یاران عاشورایی اش دیدار کرد



 

سر با خود بردن اهل حرم را فاش ساخت


لحظه ای که زینب اش را محرم اسرار کرد



 

آفتاب اینجا سراغ ماهتاب عشق رفت


ماه را بر زهره های آسمان  سالار کرد



 

دست رد بر سینه ی نامحرمان پست زد


ظلم و استبداد را با خون خود انکار کرد



 

گفت از غفلت برون آیید اینجا کربلاست


در مصاف سنگ ها ، آیینه را هشیار کرد



 

ننگ یعنی دست بیعت با سران کاخ سبز


بارها دیدم که قوم ننگ را انذار کرد



گفت بیعت با شما را ننگ میدانند حسین (ع)


تا شهادت جمله ی معروف را اقرار کرد



ای شغالانی که با تهدید اینجا آمدید


با شما آن میکنم که حیدر کرار کرد


 

 

خون نمی جوشید در رگ های آن نامردمان


سعی خود را بر نجات ناکسان بسیار کرد


 

 

ذبح هفتاد و دو قربانی بنام عشق کرد


سرفرازانه چنان با قوم دون پیکار کرد



 

سرفرازی را برای شیعیانش یاد داد


جاده ی سرخ شهادت را چنین هموار کرد



 

ناگهان تاریخ خون را در کتاب خون نوشت


چشم های خفته ی تاریخ را بیدار کرد




 

 

جواد مهدی پور

نوشته شده در جمعه 24 مهر 1394ساعت 18:30 توسط Javad Mahdipour نظرات (1)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com