X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی





سینه های سرخ ما از داغ یاران پر شده است

جای گل ، گلخانه از خار مغیلان پر شده است



ناگهان مسجد بنا کردیم در بالای شهر

جای آدم ، حیف که از نقش ایوان پر شده است



ابرها گاهی نمی بارند در فصل بهار
      
گل نمی روید از آن خاکی که گلدان پر شده است



نیمه ی خالی نمی بینند با تدبیرشان

بس که با امید های کهنه ،  لیوان پر شده است



ازدواج سخت بعد از این نمی آید بکار

کوچه ها با دختران  شیک و ارزان پر شده است !



یوسف خود را نگهدار از گزند چشم ها

از هوس های زلیخایی  خیابان پر شده است





باد از مغرب به مشرق می وزد این روز ها


پارکهامان از پسر های پشیمان پر شده است !




هی غزل گفتیم در وصف خط و خال نگار

از تمام واژه های شعر ، دیوان پر شده است







با پوزش از دختران پاکدامن و نجیب

و پسران با ایمان و غیور




جواد مهدی پور

نوشته شده در شنبه 4 مهر 1394ساعت 09:30 توسط Javad Mahdipour نظرات (5)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com