X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی



خواب خوش بودی و من در نقش رویا آمدم

اعتمادت کردم و  با تو به  هر جا آمدم



ماهی افتاده از تنگم هراسانم نکن
رودها پیموده تا آغوش دریا آمدم 


با خیال روی تو آیینه ها را چیده ام
تا برای دیدن جام تماشا آمدم 


بر خلاف میل خود بیرون شدم از بوستان
من بدنبال تو از آنجا به دنیا آمدم  


دست تقدیرست یا هر نام دیگر ، حرف نیست
من برای همدمی با تو به اینجا آمدم 
 

زندگی معنای تنهاییست ای دل غم مخور
من به عشق مهر تو تا طور سینا آمدم 


رنج را همراه خود آورده بودم از سفر
می روم امروز ، فردا بلکه تنها آمدم 




جواد مهدی پور 
نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور 1394ساعت 20:03 توسط Javad Mahdipour نظرات (3)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com