X
تبلیغات
زولا


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی



زدم دل را به دریای نگاهت هر چه بادا باد

و دل را پر ز خون کردم به آهت هر چه بادا باد

 

بریدم از همه یکسر ، گرفتم دامن مهرت

قسم خوردم  به آن سیمای ماهت هر چه بادا باد

 

زلیخا را نشان دادی که در دام شکار افتم

دویدم باز افتادم به چاهت هر چه بادا باد

 

شکوه چشم زیبایت بلندای نظر باشد

نگاهت میکنم در جایگاهت هر چه بادا باد

 

فقط یک دل برایم  مانده از دارایی جانم

که قربانی کنم آنرا به راهت هر چه بادا باد

 

نگاهم میکنی گاهی ، مرا آشفته میسازی

فدای آن نگاه گاه گاهت هر چه بادا باد



جواد مهدی پور

نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور 1394ساعت 11:19 توسط Javad Mahdipour نظرات (16)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com