X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی



جنگ است میان من و چشمان تو گاهی

آهوی قشنگی تو  ، به زیبایی ماهی


تنبیه نمودی که چرا روی تو دیدم

انداختی از کینه مرا داخل چاهی !


از سنگ دلی رحم نکردی به دل من

وقتی که نهادی تو مرا بین دو راهی


سر سختترین فصل شد آنشب که تو رفتی

من ماندم و دنیایی از احساس تباهی


با عادت دیرینه ی تو مانده ام اینجا

یکبار بکن لحظه ی دیدار نگاهی


اندوه فراقی که تو در سینه نهادی

در خاطرم از خاطره ها نیست جز آهی


محکوم به تنهایی جانسوز شدم من

می سوزم از آن محکمه بی هیچ گناهی



جواد مهدی پور

نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1394ساعت 13:53 توسط Javad Mahdipour نظرات (5)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com