X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی

پلک بر هم می زنی ، اینجور غوغا میکنی

شورشی در این دل بیمار بر پا میکنی
 


باز هم از دور ، افسون نگاهت می شوم

هر چه پنهان میکنم خود را ، تو پیدا میکنی



دست من را میفشاری عهد می بندی ولی

از برای بوسه ای ، امروز و فردا میکنی !



هی نوازش میکنم ، با من بمانی تا ابد

باز می بینم نمیخواهی و رسوا میکنی



از تغافل چشم می بندی ، نمیبینی مرا

آفرین بر تو که عالی نقش ایفا میکنی



از سخن چینان شنیدم که نمی خواهی مرا

سخت می آشوبی و بد جور حاشا میکنی !


جواد مهدی پور

نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور 1394ساعت 20:44 توسط Javad Mahdipour نظرات (6)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com