X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور


بسمه تعالی

 

 

 

سوگند به پیمانه و پیمان تو، سوگند

سوگند به بیماری و درمان تو، سوگند

 

سوگند به گیرایی ابروی کمانت

سوگند به رویایی چشمان تو، سوگند

 

سوگند به آن واهمه تلخ جدایی

سوگند به تنهایی و هجران تو سوگند

 

سوگند به سوگند تو در لحظه دیدار

در دامن خود آر ، به دامان تو سوگند

 

سوگند به یاقوت لب لعل تو سوگند

سوگند به هر ذره ای از جان تو سوگند

 

سوگند به رسوایی این دل که بر آشفت

با دیدن آیینه بهتان تو سوگند

 

سوگند به آن نوع نگاه تو که زیباست

سوگند به زیبایی مژگان تو سوگند

 

سوگند به آیینه مهتابی رویت

سوگند به سیمای درخشان تو سوگند

 

سوگند به هر آیه که در سوره نهادی

سوگند به هر سوره قرآن تو سوگند

 

سوگند به آغاز تو با این همه باران

سوگند به اندیشه پایان تو سوگند

 

هم یار تو را می طلبد ، هم دل اغیار

سوگند به جمعیت حیران تو سوگند

 

اندام دل آرای غزال تو فریباست

ای جان غزل ، بر سر و سامان تو ، سوگند

 

با خضر که پژواک  تو در وادی عشق است

ره می سپرم تا دم ایوان تو ، سوگند

 

در خانه کسی هست که در گوشه خلوت

سوگند خورد هی به زنخدان تو ، سوگند

 

سوگند به سوگند تو ، سوگند تو جاریست

سوگند به سوگند فراوان تو ، سوگند

 

خوب است تو یار من و من یار تو باشم

سوگند به این  یار غزلخوان تو سوگند




جواد مهدی پور

نوشته شده در پنج‌شنبه 22 مرداد 1394ساعت 18:42 توسط Javad Mahdipour نظرات (2)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com