X
تبلیغات
رایتل


























آینه ها بیدارند ...

تکرار لبخند های غمگینم در آینه.. و شیشه ای که بیشتر از "تو " همراه شعرهایم ماند... و هر صبح ..به جای تو...برایم روز خواب آرزو کرد.. آینه ها بیدارند... به یقین..!! دفتر شعر جواد مهدی پور

بسمه تعالی

 

چقدر فاصله از من به پای تو دور است 

چقدر سایه ی من از تن تو مهجور است 

 

صدای پای خزان ، پیش از این نمی آمد 

مدار چرخش فصل بهار ، ناجور است 

  

شکست قبضه شمشیر و تیر زهرآگین

تمام سلطنت جور ، پای در گور است 

 

اگر چه لاله بریدند در مصاف خدنگ

مگو که گل شدن ما ، حکایتی دور است 

 

بزن به زخمه ی ساز دلم که می نالد 

ببین چگونه گل از زخم تیشه رنجور است 

 

تبر تبر همه زخم است سینه ی آهو

دلی که خون شود از این اشاره ، مأجور است 

 

به احترام تو ، آیینه عشق عریان گشت !

دریغ ، چشم عفافت ، هنوز هم کور است



جواد مهدی پور

نوشته شده در پنج‌شنبه 22 مرداد 1394ساعت 18:32 توسط Javad Mahdipour نظرات (1)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com